حوادث شب ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم
خانه » حوادث شب ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

حوادث شب ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

87K بازدید
پنج شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰
Admin
0 دیدگاه
743

حوادث شب ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

حوادث شب ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

 

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

 

وعده‌ی دیدار هر کسی به قیامت

لیله‌ی اسری شب وصال محمد

 

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

 

عرصه‌ی گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

 

و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

 

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

 

شمس و قمر در زمین حشر نتباد

نور نتابد مگر جمال محمد

 

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

 

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

 

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

 

ولادت با سعادت حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع)

بر کلیه کاربران و مسلمانان جهان مبارک باد !

لطفا به ادامه مطلب بروید …

حوادث شب میلاد حضرت محمد (ص) :

در روایات ما آمده است که در شب ولادت آن حضرت‏ حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست که ‏پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود که از جمله‏ «ارهاصات‏» بوده بدان گونه که در داستان اصحاب فیل ذکر شد ، و در قصیده معروف برده نیز آمده که چند بیت آن چنین است: یوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ایوان کسرى و هو منصدع کشمل اصحاب کسرى غیر ملتئم النار خامده الانفاس من اسف علیه و النهر ساهى العین من سدم و ساء ساوه ان غاضت‏بحیرتها و رد واردها بالغیظ حین ظم کان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم و شاید جامع ترین حدیث در این باره حدیثى است که مرحوم صدوق ‏«ره‏» در کتاب امالى به سند خود از امام صادق علیه السلام ‏روایت کرده و ترجمه ‏اش چنین است که آن حضرت فرمود:

ابلیس به آسمانها بالا مى ‏رفت و چون حضرت عیسى‏ «ع‏» به دنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى ‏رفت ، و هنگامی که رسولخدا «ص‏» به دنیا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه‏ ممنوع شد ، و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏ گردیدند ، و قریش که چنان دیدند گفتند: قیامتى که اهل کتاب مى‏ گفتند بر پا شده! عمرو بن امیه که از همه مردم آن زمان به علم کهانت وستاره شناسى داناتر بود بدان ها گفت:بنگرید اگر آن ستارگانى ‏است که مردم بوسیله آنها راهنمائى مى ‏شوند و تابستان و زمستان‏ از روى آن معلوم گردد پس بدانید که قیامت ‏بر پا شده و مقدمه ‏نابودى هر چیز است و اگر غیر از آنها است امر تازه ‏اى اتفاق ‏افتاده. و همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى درآن روز بر سر پا نبود ، و ایوان کسرى در آن شب شکست‏ خورد وچهارده کنگره آن فرو ریخت. و دریاچه ساوه خشک شد. و وادى سماوه پر از آب شد.

آتشکده‏ هاى فارس که هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید. و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى ‏را یدک مى ‏کشند و از دجله عبور کرده و در بلاد آنها پراکنده ‏شدند ، و طاق کسرى از وسط شکست‏ خورد و رود دجله در آن‏ وارد شد. و در آن شب نورى از سمت‏ حجاز بر آمد و همچنان بسمت ‏مشرق رفت تا بدانجا رسید ، فرداى آن شب تخت هر پادشاهى ‏سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند که در آنروز سخن‏ نمى ‏گفتند. دانش کاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید ، وهر کاهنى که بود از تماس با همزاد شیطانى خود ممنوع گردید ومیان آنها جدائى افتاد. آمنه گفت : به خدا فرزندم که بر زمین قرار گرفت دستهاى ‏خود را بر زمین گذارد و سر بسوى آسمان بلند کرد و بدان ‏نگریست ، و نورى از من تابش کرد و در آن نور شنیدم گوینده ‏اى ‏مى ‏گفت : تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار. آنگاه او را به نزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته‏ بود به عبد المطلب گزارش دادند ، عبد المطلب او را در دامن ‏گذارده گفت: الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطیب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما ؛ ستایش خدائى را که بمن عطا فرمود این فرزند پاک و خوشبورا که در گهواره بر همه پسران آقا است. آنگاه او را به ارکان کعبه تعویذ کرد. (1) و در باره او اشعارى‏ سرود. و ابلیس در آن شب یاران خود را فریاد زد (و آنها را به یارى ‏طلبید) و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند : اى سرور چه چیز تو را به راس و وحشت افکنده؟ گفت : واى بر شما از سر شب تا به حال اوضاع آسمان و زمین را دگرگون مى ‏بینم و به طور قطع در روى زمین اتفاق تازه و بزرگى رخ داده که از زمان ولادت عیسى‏ بن مریم تاکنون سابقه نداشته ، اینک بگردید و به بینید این اتفاق ‏چیست؟

آنها پراکنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند : ما که تازه ‏اى ‏ندیدیم.

ابلیس گفت : این کار شخص من است آنگاه در دنیا به جستجو پرداخت تا به حرم – مکه – رسید ، و مشاهده کرد فرشتگان اطراف آنرا گرفته ‏اند ، خواست وارد حرم شود که فرشتگان بر اوبانگ زده مانع ورود او شدند، بسمت غار حرى رفت و چون‏ گنجشکى گردید و خواست در آید که جبرئیل بر او نهیب زد : برو اى دور شده از رحمت ‏حق!

ابلیس گفت: اى جبرئیل ‏از تو سؤالى دارم؟
گفت : بگو ، پرسید : از دیشب تاکنون چه تازه ‏اى در زمین رخ‏ داده ؟
پاسخ داد : محمد – صلى الله علیه و آله – به دنیا آمده.
شیطان پرسید : مرا در او بهره ‏اى هست؟ گفت : نه.
پرسید : در امت او چطور؟ گفت: آرى. ابلیس که این سخن را شنید گفت : خوشنود وراضیم.

و در حدیث دیگرى که در کتاب کمال الدین نقل کرده ‏چنین است که در شهر مکه شخصى یهودى سکونت داشت ونامش یوسف بود ، وى هنگامى که ستارگان را در حرکت و جنبش مشاهده کرد با خود گفت : این تحولات آسمانى به خاطر ولادت همان پیغمبرى است که در کتابهاى ما ذکر شده که‏ چون به دنیا آید شیاطین رانده شوند و از رفتن به آسمانها ممنوع ‏گردند. و چون صبح شد به مجلسى که چند تن از قریش در آن بودند آمد و بدان ها گفت : آیا دوش در میان شما مولودى بدنیا آمده؟ گفتند:نه. گفت : سوگند به تورات که وى بدنیا آمده و آخرین پیمبران ‏است و اگر اینجا متولد نشده حتما در فلسطین متولد گشته است. این گفتگو گذشت و چون قریشیان متفرق شدند و به خانه‏ هاى ‏خود رفتند داستان گفتگوى با آن یهودى را با زنان و خاندان خودبازگو کردند و آنها گفتند : آرى دیشب در خانه عبد الله بن ‏عبد المطلب پسرى متولد شده.

این خبر را بگوش یوسف یهودى رساندند ، وى پرسید : آیا این ‏مولود پیش از آنکه من از شما پرسش کردم به دنیا آمده یا بعد ازآن؟ گفتند : پیش از آن! گفت: آن مولود را به من نشان دهید. قریشیان او را به درب خانه آمنه آوردند و بدو گفتند: فرزندخود را بیاور تا این یهودى او را ببیند ، و چون مولود را آوردند و یوسف یهودى او را دیدار کرد جامه از شانه مولود کنار زد وچشمش به خال سیاه و درشتى که روى شانه وى بود بیفتاد دراین وقت قرشیان مشاهده کردند که حالت غش بر آن مرد یهودى ‏عارض شد و به زمین افتاد قرشیان تعجب کرده و خندیدند.

یهودى برخاست و گفت:آیا مى‏ خندید؟ باید بدانید که این پیغمبر پیغمبر شمشیر است که شمشیر در میان شما مى ‏نهد… قرشیان متفرق شده و گفتار یهودى را براى یکدیگر تعریف‏ مى‏ کردند. و در حدیثى که مرحوم کلینى شبیه به روایت ‏بالا از مردى ازاهل کتاب نقل کرده آن مرد کتابى به قرشیان که ولید بن مغیره وعتبه بن ربیعه و دیگران در میانشان بود رو کرده و گفت : نبوت ‏از خاندان بنى اسرائیل خارج شد و به خدا این مولود همان کسى ‏است که آنها را پراکنده و نابود سازد! قریش که این سخن را شنیدند خوشحال شدند ، مرد کتابى‏ که دید آنها خوشنود شدند بدیشان گفت:خورسند شدید! به خدا سوگند این مولود چنان سطوت و تسلطى بر شما پیدا کند که‏ زبانزد مردم شرق و غرب گردد. ابو سفیان از روى تمسخر گفت : او به مردم شهر خود تسلط مى ‏یابد! و نظیر آنچه در روایات ما آمده برخى از این حوادث درروایات اهل سنت نیز ذکر شده اما در بسیارى از آنها این حوادث‏ قبل از بعثت رسول خدا «ص‏» ذکر شده نه مقارن ولادت.

مانند روایاتى که در سیره ابن هشام و تاریخ ‏طبرى و جا هاى دیگر است و در صحیح بخارى نیز از ابن عباس روایت‏ شده (2) و فخر رازى نیز در تفسیر آیه شریفه «فمن یستمع‏الآن یجد له شهابا رصدا» (3) در مورد منع شیاطین از نفوذ در آسمانها وتیر هاى شهاب همین گفتار را داشته و اقوالى در این باره نقل ‏کرده (4) و از ابى بن کعب نیز حدیثى در این مورد نقل کرده ‏اند که ‏گفته است: «لم یرم بنجم منذ رفع عیسى علیه السلام حتى بعث رسول‏ الله صلى الله علیه و آله » (5) و در اشعار بعضى از شاعران‏ عرب نیز قسمتى از این حوادث در مورد مبعث آمده مانند اشعار زیر که از شاعرى بنام قیروانى نقل شده که مى ‏گوید: و صرح کسرى تداعى من قواعده و انفاض منکسر الاوداج ذامیل‏و نار فارس لم توقد و ما خمدت مذالف عام و نهر القوم لم یسل‏خرت لمبعثه الاوثان و انبعثت ثواقب الشهب ترمى الجن بالشعل

یک سوال :

اکنون جاى یک سئوال هست که اگر کسى بگوید : آیانظیر آنچه در این روایات آمده در کتابهاى تاریخى و روایات غیراسلامى هم ذکرى از آنها شده یا نه؟

که ما در پاسخ این سئوال مى ‏گوئیم : اولا اگر حدیث و روایتى از نظر سند و صدور از امام معصوم علیه السلام براى اثابت‏ شد دیگر کدام روایت و تاریخى براى ما معتبر تر از آن حدیث‏ و روایت مى ‏تواند باشد ، و همه بحث ها در همان قسمت اول واعتبار سند و به اصطلاح‏ «صغراى قضیه‏» است،ولى پس ازاثبات دیگر استبعاد و زیر سئوال بردن حدیث ، جز ضعف ایمان وتاریخ زدگى محمل دیگرى نمى ‏تواند داشته باشد ، وگرنه کدام ‏تاریخ و روایتى معتبرتر از آن تاریخ و روایتى است که از منبع ‏وحى الهى سرچشمه گرفته باشد و کدام داستان و حدیثى ‏محکمتر از داستان و حدیثى است که از زبان پیمبران و ائمه ‏معصوم علیهم السلام صادر گردیده باشد! مگر نه این است که سرچشمه پر فیض و زلال همه علوم ‏آنهایند؟ و معیار صحت و سقم همه دانش هاى بشرى گفتار آنها است؟ و ثانیا : مى‏ گوئیم : مگر تاریخ صحیح و دست نخورده ‏اى از گذشتگان و زمان هاى قدیم در دست داریم که ما بتوانیم این‏ روایات را با آنها منطبق ساخته و یا تاییدى از آنها بگیریم؟

جائى که مقدس‏ترین کتابها مانند تورات و انجیل با آن همه ‏نسخه‏ هاى متعددى که معمولا از آنها در دست مردم آن زمان ها بوده و جمله جمله و کلمه به کلمه آنها مورد احترام و متن دستورات ‏دینى آنها بوده از دست برد و تحریف و تصحیف و اسقاط در امان ‏نبوده ، و طاغوت هاى زمان و جیره خوارانشان احکام و فرامین آنها رابه نفع ایشان تغییر داده و یا اسقاط کرده ‏اند ، دیگر چگونه کتابهاى ‏تاریخى معدودى که در زوایاى کتابخانه ‏ها با نسخه‏ هاى خطى ‏منحصر به فرد یا انگشت ‏شمارى وجود داشته مى ‏تواند مورد اعتماد باشد؟

و ثالثا : بر فرض که چنین تاریخى وجود داشته باشد که ‏اوضاع و احوال آن زمانها را نوشته و ثبت کرده باشد آیا همه‏ وقایعى که در آن زمانها اتفاق افتاده در تاریخ ها ثبت و نگارش‏ شده؟ و آیا وسائل ارتباطى آنچنان بوده که تاریخ نگاران بتوانند از هر اتفاقى که در گوشه و کنار جهان آنروز اتفاق مى ‏افتاد ه‏م طلع گردند و آنرا در تاریخ ثبت کنند؟ مگر امروزه با تمام این‏ وسائل ارتباطى و مخابراتى و رادیوها و تلویزیونها و ماهواره ‏ها و… چنین کارى انجام شده و چنین ادعائى مى ‏توان کرد؟… مگر وسائل ارتباطى جهان آزادند و مستقلانه و به دور از سیاستها و اختناق ها و خارج از کانالهاى مخصوص و صافی هاى انحصارى ‏مى ‏توانند کوچکترین خبرى را منتشر کنند ؟ آن هم خبرى که ‏به صورت معجزه آسمانى براى شکست ‏یک قدرت طاغوتى و یک ‏دربار سلطنتى به وقوع پیوسته باشد…؟ مگر معجزاتى امثال ‏«شق‏ القمر» که وقوع آن مورد اتفاق همه مسلمانان مى ‏باشد و به گفته ‏دکتر سعید بوطى -نویسنده مصرى- در کتاب فقه السیره از امور متفق علیه در نزد علماء و دانشمندان اسلامى است در تاریخ هاى ‏گذشته نقل شده…؟ و بلکه معجزات انبیاء گذشته مانند سردشدن آتش بر ابراهیم خلیل علیه السلام و شکافته شدن دریا به وسیله عصاى موسى و اژدها شدن و بلعیدن آن تمام مارهاى ‏جادوئى ساحران و زنده شدن مردگان به دعاى حضرت مسیح و امثال آن جز در کتاب هاى مقدس و مذهبى در تاریخ ها و روایات ‏دیگر آمده و ذکرى از آنها دیده مى ‏شود؟!…

و حقیقت آن است که تاریخ نویسان و وقایع نگاران گذشته ‏در انحصار طاغوت هاى زمان بوده – چنانچه امروزه نیز عموما اینگونه ‏است و بشر هنوز نتوانسته خود را از قید و بند ایشان آزاد سازد – وانبیاء الهى نیز پیوسته بر ضد همان طاغوت ها قیام مى ‏کرده ومبارزه داشتند ، و آنها همواره در صدد از بین بردن انبیاء و محو نام و آثار ایشان بوده و به هر وسیله مى ‏خواسته ‏اند آنها را افرادى ‏ماجراجو و بى شخصیت و افسادگر معرفى کنند ، و هرگز اجازه ‏نمى ‏دادند آنها را به عنوان مردانى الهى که قدرت انجام معجزه رادارند معرفى کنند ، و به همین دلیل معجزاتى را که بوسیله ایشان ‏انجام مى‏ شده انکار کرده و یا توجیه مى ‏نمودند ، و اگر کتابهاى ‏آسمانى و روایات مذهبى نبود اثرى از این معجزات بجاى نمانده ‏و بدست ما نرسیده بود…

پى ‏نوشت ها:

1- یعنى او را به کنار خانه کعبه آورد و براى سلامتى و پناه او از شر شیاطین و دشمنان، بدنش را به چهار گوشه کعبه مالید.
2- صحیح البخارى ج 6 ص 73
3- سوره جن آیه 9
4- مفاتیح الغیب ج 8 ص 241
5- بحار الانوار ج 15 ص 331

برگرفته از : درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد اول صفحه 160 (رسولى محلاتى)

دانلود مقاله

پیشنهاد میکنیم...

7 کار قبل از رابطه جنسی که باعث افزایش صمیمیت با همسر می شود
نکته های مهم رابطه جنسی مخصوص آقایان و خانم ها
چگونه تشخیص دهید سازگاری جنسی با همسر آینده تان دارید یا خیر؟
با علائم و خصوصیات مردهای هوسباز آشنا شوید
به همسر فعلی خود درباره رابطه های جنسی گذشته چه بگوییم!؟
آموزش کلمات صحیح برای به دست آوردن دل خانم ها
۱۰ تعریف و تمجید که مردان دوست دارند از همسرشان بشنوند
با اشتباهات نابود کننده رابطه جنسی آشنا شوید
این نکات طلایی زندگی زناشویی شما را متحول می کند
خصوصیات زنانی که باعث کاهش میل جنسی مردان می شوند
ویژگی هایی که بیشتر در مردان مستعد خیانت کردن دیده می شود
راز های رسیدن به سادگی و سبکباری در زندگی و راه های تقویت آن
30 داستان کوتاه و آموزنده که باعث تغییر افکار شما می شود
با نحوه غلبه بر ترس و اضطراب از تعاملات اجتماعی آشنا شوید
نکاتی برای درمان افسردگی کسانی که دوستشان داریم

دیدگاه کاربران
0دیدگاه ثبت و تایید شده

ارسال دیدگاه