آشنایی با بیوگرافی و زندگینامه نیما یوشیج
خانه » آشنایی با بیوگرافی و زندگینامه نیما یوشیج

آشنایی با بیوگرافی و زندگینامه نیما یوشیج

845 بازدید
جمعه ۴ تیر ۱۳۹۵
Sahar
0 دیدگاه
46

آشنایی با بیوگرافی و زندگینامه نیما یوشیج

زندگینامه نیما یوشیج

آشنایی با بیوگرافی و زندگینامه نیما یوشیج , زندگینامه نیما یوشیج, زندگینامه, بیوگرافی, بیوگرافی شعرا, شعرا, شاعران معاصر, نیما یوشیج, علی اسفندیاری, یوش, آثار نیما, آثار نیما یوشیج, بیوگرافی و زندگینامه, بیوگرافی شاعران, مرقد آقا, کندوهای شکسته, آهو و پرنده ها, توکابی در قفس, دو نامه, ارزش احساسات, دنیا خانه من است, یاداشت ها و مجموعه اندیشه, کشتی و توفان, نامه های نیما به همسرش

علی اسفندیاری متخلص به نیما در پاییز سال 1274 در یوش مازندران دیده به جهان گشود. پدر نیما یوشیج ابراهیم خان اعظام السلطنه مردی شجاع و آتشی مزاج بود و با کشاورزی و گله داری روزگار میگذرانید. نیما یوشیج دوران کودکی خود را در دامان طبیعت و در میان شبانان گذراند. در ادامه با فارسی مد همراه باشید…

نیما خواندن و نوشتن را در زادگاه خویش نزد آخوند دهکده آموخت، دوازده سال داشت که با خانواده به تهران آمد و پس از گذراندن دوره دبستان برای فرا گرفتن زبان فرانسه به مدرسه سن لوئی رفت. در مدرسه خوب کار نمیکرد و تنها نقاشی و ورزش به دادش می رسید.

هنر نیما یوشیج خوب پریدن و فرار از مدرسه بود اما بعدها در مدرسه تشویق و مراقبت یکی از معلمانش به نام نظام وفا که خود شاعری نامدار بود او را به راه شعر و شاعری آورد.

در آغاز به شیوه کهن و به سبک خراسانی شعر میسرود ولی آشنایی او با زبان فرانسه و ادبیات فرانسوی راه تازه ای را در پیش رویش گذاشت. نیما تابستان ها به زادگه خود باز میگشت و این کار را تا پایان عمر خویش ادامه داد.

در جوانی به دختری دل بست که هم کیش او نبود. ناگزیر پیوند مهر آنان از هم گسیخت و شاعر در عشق نخست خود شکست خورد. بار دیگر دل در گرو دختری از دشت و کوهستان سپرد و این بار نیز عشق آنان سرانجام نیافت.

برای رهایی از اندیشه عشق بر باد رفته خود به دامان شعر پناه برد و بیشتر وقت خود را در حجره حیدر علی کمالی در کنار بزرگانی چون بهار، علی اصغر حکمت، احمد اشتری و دیگر شعرا و دانشمندان عهد خود میگذراند و به سخنان آنان گوش فرا میداد و این زمینه رشد هنر شاعری نیما را تسریع میبخشید.

نخستین شعری که از نیما به چاپ رسید قصه رنگ پریده است که در اسفند 1299 در قالب مثنوی و به وزن مثنوی مولوی سروده و یکسال بعد انتشار داده است.

در این منظومه شاعر داستان دردناک زندگی خود را بازگفته و از افکار اجتماعی خویش تا اندازه ای پرده برداشته اما مستقیما مفاسد اجتماعی زمانه خود را تصویر نکرده و از حیث شکل و مضموم و طرز بیان چندان فرق اساسی با آثار گویندگان پیشین ندارد.

او آگاهی داشت ساختن اشعاری به شیوه استادان گرانمایه کهن کار او نیست. کار او کار دیگریست، کاری بس دشوار و دیریاب که دیگران از پس آن برنیامدند پس راهی دیگر در پیش گرفت.

شب و روز سرگرم ساختن، برداشتن، ویران کردن و دور انداختن بود سر انجام با سرودن قطعه شب و افسانه نخستین اشعار دوران جوانی خود  را پدید آورد.

قطعه ی شب در طول یکسال دست به دست گشت تا در پائیز 1301 در هفته نامه نوبهار منتشر گشت و مورد طعن و کنایه ادبا قرار گرفت. ولی پس از چندی آن قطعه و برخی اشعار دیگر او که در گوشه و کنار خوانده شده بود مورد توجه تنی چند از شاعران جوان جای گرفت.

انقلابات اجتماعی سالهای 1300 و 13301 شاعر را به دوری از مردم و هنر خویش کشاند ولی دیر زمانی نگذشت که او دوباره به هنر خود بازمیگردد و منظومه افسانه را می سازد که حد فاصلی است بین دنیای قدیم و دنیائی که نیما آن را به وجود آورد و میتوان آن را نقطه عطف و سرآغاز شعر فارسی معاصر دانست.

افسانه شعری است غنایی و عاشقانه که تا حدی از مایه های کلاسیک برخوردار است اما تازگی ویژه ای دارد و در آن نوعی تحرک و هیجان دیده میشود که با محتوای عاشقانه و یا به گفته خود نیما با محتوای نمایشی آن جور در میاید.

زبانی که نیما برای این منظومه به کار میبرد مانند قالب و وزن و محتوا تا حد زیادی تازگی دارد در سراسر آن از تعبیرها و اصطلاحات و کلماتی که شاعران این عصر در بافت کلام خود میاورند خبری نیست.

بافت کلام نیما در این منظومه حتی از منظوه دیگر خود به نام قصه رنگ پریده تازه تر و کاملتر است. افسانه قصه دردهای شاعر است با زبان و بیانی تازه سرشار از تخیل و تمثیل و آشفته ساریی نیست بلکه سرگذشت واقعی شاعری است پر احساس که درگیر و دار ناملایمات حیات خسته و دل تنگ شده، از زندگی شهری که سرشار از نیرنگ و فریب است میگریزد و خویشتن را در پناه تفکرات و تخیلات شاعرانه خویش پنهان میسازد.

افسانه نیما گرچه در آغاز مورد تاخت و تاز شاعران قرار گرفت اما بعد چند تن از شاعران پرآوازه آن عصر به تدریج به پیروی از آن پرداختند.

عشقی، بهار، شهریار هریک با سبک خود و با زبان وبیان ویژه خود؛ شکل و وزن افسانه را تقلید کردند و این خود برای افسانه مایه اعتباری شد و بدینسان جای شایسته خود را در میان شعر معاصر فارسی باز کرد و با وجود مخالفتها و بی اعتنایی های فراوان نام افسانه و نیما بر سر زبانها افتاد.

نیما پس از افسانه از سال 1301 تا 1316 دست به آزمایشات گوناگون میزند. از یک سو چهار پاره هایی مانند شیر، شمع کرجی و قو، و منظومه خانواده یک سرباز را در تکامل فرم افسانه میسراید و از دیگر سو به شکلهای سنتی به ویژه قطعه و رباعی روی می آورد.

قطعه تمثیلی و طنزآمیزی مانند چشمه کوچک، بز ملا حسن، کرم ابریشم و کبک، پرنده منزوی، خروس ساده، خروس و بوقلمون، آتش جهنم، اسب دوانی، انگاسی، عمو رجب عبد الله طاهر و کنیزک و میرداماد را پدید می آورد و رباعیات فراوانی میسراید.

اما بهترین کار نیما در این ساله منظومه خانواده یک سرباز است که در آن از طرز تفکر و بیانی که در افسانه به کار رفته دور میشود و به نوعب تفکر و بیان انسانی اجتماعی می رسد.

در سال 1316 نیما یوشیج با با سرودن ققنوس در شکل و بیانی تازه شیوا ای نو می آفریند و با این آفرینش، شعر نو در زبان فارسی متولد میشود. میتوان گفت که نیما با آگهی از زبان فرانسوی و آشنایی با سبک های رمانتیسم و سمبولیسم و یا انقلابی که در شعر فرانسه رخ داده است این شکل تازه را با زبان و محتوای شاعرانه و انقلابی، خلق و یا کشف مینماید.

و به شعر فارسی که سنت و تکرار ان را فرسوده و بیمار کرده بود جان تازه ای میبخشد. ضرورت این دگرگونی را او از سالها پیش احساس کرده بود و برا تحقق آن به جان می کوشید تا سر انجام پیروز از میدان به در آمد و راهگشا و راهنمای دیگر شاعران و نو خواهان گردید.

ققنوس در واقع کنایه ای است از خود شاعر و شعر او، او نمیخواهد زندگیش مانند زندگی دیگران در خواب و خور سپری شود خود را در آتش می افکند و تبدیل به خاکستر میکند تا جوجه هایش از دل خاکستر به در آیند و دنبال کار او را بگیرند همان شاعران جوان و پر شوری که فرزندان شعری او هستند.

بدین سان نیما کار بزرگ خود را آغاز میکند و شعر آزاد نیمائی که بسیاری از شاعران نو پرداز از اصول آن بی خبرند پا به عرصه شعر فارسی میگذارد. این نوع شعر تفاوتهای آشکاری با شعر سنتی دارد که به اختصار به آنها اشاره میشود:

1- از لحاظ عاطفی: بیشتر جنبه انسانی اجتماعی دار و دیگر نشانی از من رمانتیک در آن دیده نمیشود .مسائلی در شعر ازاد نیمایی مطرح میشود که از کلیت و کسترش عاطفی بیشتری برخوردار است که با گذشت زمان امکان کهنه شدن آن کمتر میشود.

2- از لحاظ تخیل: در گذشته تصورهای شعری گویندگان بیشتر حاصل مطالعه بود که در آثار شاعران پیش از خود داشتند. ولی در شعر نیمایی صور خیال هر شاعر از تجربه شخصی او سرچشمه میگیرد.

3- از لحاظ زبان: نیما بر خلاف قبل که شاعر بعضی کلمات را نمیدانست و به کار نمی برد ، هر کلمه ای را به کار میبرد تنها به شرط آنکه با کلمه مجاور خود بیگانه نباشد.

4- از لحاظ وزن: نیما آن را امری کاملا طبیعی و لازم میشمرد اما میکوشید تا به شعر وزن طبیعی بدهد ، زیرا که وزن یکنواخت در طول شعر را وزن طبیعی نمی داند .بلکه وزن شعر را تابع احساسات و عواطف شاعر می داند که از هیجانات و جریانهای ذهنی او مایه می گیرد . به نظر او یک مصراع نمیتواند وزن طبیعی را به وجود بیاورد بلکه وزن مطلوب از اتحاد چند مصراع و چند بیت به وجود می آید.

5- از لحاظ شکل: شکل ظاهری شعر نیمائی شکلی است بی نهایت یعنی در این نوع شعر بی نهایت شکل داریم ولی در قدیم اشکال معین و محدودی وجود داشت از قبیل قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی، مسمط، مستزاد و …

6- از لحاظ قافیه: نیما برای قافیه هم اعتباری قائل است و ارزش آن را در این میداند موسیقی شعر را تکمیل کند. اما ضرورت ندارد همه جا مورد استفاده باشد بلکه هر کجا مطلب تمام شد قافیه آورد.

نیما یوشیج در بهار 1305 پدر خود را از دست داد و سرپرست خانواده گشت در همین سال با عالیه جهانگیر از خانواده میرزا جهان گیرخان صوراسرافیل ازدواج کرد و دارای پسری به نام شراگیم شد. در سال 1309 به آستارا رفت و در دبیرستان حکیم نظامی به تدریس ادبیات پرداخت و در سال 1311 به تهران بازگشت. سپس به یوش مسافرت کرد و در سال 1318 به عضویت هیات تحریریه مجله موسیقی برگزیده شد و تا سال 1320 در این سمت به کار پرداخت.

آثار نیما یوشیج که به چاپ رسیده اند:

1- مرقد آقا

2- کندوهای شکسته

3- شعر و قصه برای کودکان

4- آهو و پرنده ها

5- توکابی در قفس

دیگر آثار نیما یوشیج:

1. دو نامه

2. ارزش احساسات

3. یاداشت ها و مجموعه اندیشه

4. دنیا خانه من است

5. نامه های نیما به همسرش

6. کشتی و توفان

پاره ای از آثار او به زبان های دیگر نیز ترجمه شده. نیما در شب شانزدهم دیماه 1338 در خانه خود واقع در تجریش به بیماری ذات الریه در گشت.

قسمتی از وصیت نامه علی اسفندیاری ملقب به نیما یوشیج:

امشب فکر می کردم با این گذران کثیف که داشتم، بزرگی که فقیر و ذلیل می شود حقیقت جای تحسر است. فکر میکردم برای دکتر مفتاح چیزی بنویسم که وصیت نامه من باشد به این نحو که بعد از من هیچکس حق دست زدن به آثار مرا ندارد بجز دکتر محمد معین اگر چه مخالف ذوق من باشد.

دکتر محمد معین حق دارد در آثار من کنجکاوی کند ضمنا دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی و آل احمد با او باشند به شرطی که هر دو با هم باشند.

ولی هیچکس از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده اند در کار نباشند کاغذ پاره های مرا باز کنید. دکتر معین که هنوز او را ندیده ام مثل کسی است که او را دیده ام اگر شرعا می توانم برای ولد خود قیم داشته باشم دکتر معین قیم است ولو اینکه او شعر مرا دوست نداشته باشد. اما ما در زمانی هستیم که ممکن است همه این اشخاص نامبرده از هم جدا بد شان بیاد و چقدر بیچاره است انسان.

دانلود مقاله

پیشنهاد میکنیم...

درگذشت حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون ایران
چهره های مشهور متولدین بهمن ماه را بشناسید
چهره های مشهور متولدین دی ماه را بشناسید
چهره های مشهور متولدین آذرماه را بشناسید
چهره های مشهور متولدین آبانماه را بشناسید
با 20 نکته جالب درباره زندگی حبیب محبیان آشنا شوید
چهره های مشهور متولدین مهرماه را بشناسید
موتور سواری نیکی کریمی بازیگر زن سینمای ایران + عکس
چهره های مشهور متولدین شهریورماه را بشناسید
عکس هایی از پدران و پسران بازیگر در سینمای ایران
عکس فامیل دور در کنار همسر و فرزند واقعی اش + عکس
چهره های مشهور متولدین مردادماه را بشناسید
چهره های مشهور متولدین تیرماه را بشناسید
درباره سمیرا سمیعی دختر پروفسور سمیعی چه می دانید
بیوگرافی و زندگینامه کامل ترانه علیدوستی + تصاویر

دیدگاه کاربران
0دیدگاه ثبت و تایید شده

ارسال دیدگاه