قبر حضرت علی علیه السلام و روایت آشکار شدن آن
خانه » قبر حضرت علی علیه السلام و روایت آشکار شدن آن

قبر حضرت علی علیه السلام و روایت آشکار شدن آن

32K بازدید
دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵
Sahar
0 دیدگاه
50

قبر حضرت علی علیه السلام و روایت آشکار شدن آن

آشکار شدن قبر حضرت علی علیه السلام که تا قبل از آن مخفی مانده بود

قبر حضرت علی علیه السلام و روایت آشکار شدن آن , علی علیه السلام , حضرت علی , امام علی , قبر امام علی(ع) , قبر حضرت علی (ع) , حضرت علی علیهم السلام , قبر مخفی حضرت علی , آشکار شدن قبر امام علی , مکان قبر حضرت علی , حرم حضرت علی , مرقد مطهر امام علی , مرقد مطهر حضرت امیر , حضرت امیر المونین , امیرالمونین , پیدا شدن قبر امام علی , پیدا شدن قبر حضرت علی , قبر پنهان حضرت علی , قبر پنهان امام علی (ع) , روایت پیدا شدن قبر امام علی , امیرالمونین علیهم السلام

در مورد پیدایش قبر حضرت علی علیه السلام شیخ مفید هم روایتى نقل می‌کند…..

که عبدالله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شکار از کوفه بیرون رفتیم و در پشت کوفه به غریین رسیدیم، در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شکار آنها سگ‌هاى شکارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند کارى بکنند و آهوان به تپه‏اى که در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم که بازها به کنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب کرد و چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز کرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تکرار شد! هارون گفت زود بروید و هر که را در این حوالى پیدا کردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا کردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده که این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌کنم که ترا از مکانت بیرون ‏نکنم و به تو آزار نرسانم. شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است که قبر حضرت علی بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این که ایمن گردد!

هارون که این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاک آن مالید و گریست و سپس (به کوفه) برگشتیم.(1)

در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حکایتى آمده است که نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:

سلطان سلیمان که از سلاطین آل عثمان و احداث کننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به کربلاى معلى می‌آمد به زیارت امیرالمؤمنین مشرف می‌شد، در نجف نزدیکى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود که محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.

قاضى عسکر که مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود، چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درک زیارت او پیاده رفتن را عزم نموده‏اى؟ (قاضى ناصبى بود و نسبت به حضرت شاه ولایت عناد و عداوت داشت) در این خصوص قاضى با سلطان مکالماتى نمود تا این که گفت اگر سلطان در گفته من که پیاده رفتن تا قبه منوره موجب کسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مکشوف گردد، سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفال آن را باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود: فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوى. سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس کفش‌هاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری که پایش در اثر ریگ‌ها زخم شده بود. پس از فراغت از زیارت، آن قاضى عنود پیش سلطان آمد و گفت در این شهر قبر یکى از مروجین رافضى‏ ها است خوبست که قبر او را نبش نموده و به سوختن استخوان‌هاى پوسیده او حکم فرمائى!!

سلطان گفت نام آن عالم چیست؟ قاضى پاسخ داد نامش محمدبن حسن طوسى است.

سلطان گفت این مرد مرده است و خداوند هر چه را که آن عالم مستحق باشد از ثواب و عقاب به او می‌رساند قاضى در نبش قبر مرحوم شیخ طوسى مکالمه زیادى با سلطان نمود بالاخره سلطان دستور داد هیزم زیادى در خارج نجف جمع کردند و آنها را آتش زدند آنگاه فرمان داد خود قاضى را در میان آتش انداختند و خداوند تبارک و تعالى آن ملعون را در آتش دنیوى قبل از آتش اخروى معذب گردانید. (2)

همچنین صاحب منتخب التواریخ از کتاب انوار العلویه نقل می‌کند که وقتى نادرشاه گنبد حرم و قبر حضرت علی علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند که بالاى قبه مقدسه چه نقش کنیم؟ نادر فورا گفت: یدالله فوق ایدیهم. فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدیخان گفت نادر سواد ندارد و این کلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال کنید لذا آمدند و پرسیدند که در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش کنیم؟ گفت همان سخن که دیروز گفتم (3) !

بارى حسنین علیهم السلام و همراهان پس از دفن جنازه على علیه السلام به کوفه برگشتند و ابن ملجم نیز همان روز (21 رمضان) به ضرب شمشیر امام حسن علیه السلام مقتول و راه جهنم را در پیش گرفت.

__________________________________

پی نوشت ها :

(1) ارشاد مفید جلد 1 باب 1 فصل 6 حدیث 4 .

(2) کتاب رنگارنگ جلد 1.

(3) منتخب التواریخ، ص 142.

دانلود مقاله

پیشنهاد میکنیم...

7 کار قبل از رابطه جنسی که باعث افزایش صمیمیت با همسر می شود
نکته های مهم رابطه جنسی مخصوص آقایان و خانم ها
چگونه تشخیص دهید سازگاری جنسی با همسر آینده تان دارید یا خیر؟
با علائم و خصوصیات مردهای هوسباز آشنا شوید
به همسر فعلی خود درباره رابطه های جنسی گذشته چه بگوییم!؟
آموزش کلمات صحیح برای به دست آوردن دل خانم ها
۱۰ تعریف و تمجید که مردان دوست دارند از همسرشان بشنوند
با اشتباهات نابود کننده رابطه جنسی آشنا شوید
این نکات طلایی زندگی زناشویی شما را متحول می کند
خصوصیات زنانی که باعث کاهش میل جنسی مردان می شوند
ویژگی هایی که بیشتر در مردان مستعد خیانت کردن دیده می شود
راز های رسیدن به سادگی و سبکباری در زندگی و راه های تقویت آن
30 داستان کوتاه و آموزنده که باعث تغییر افکار شما می شود
با نحوه غلبه بر ترس و اضطراب از تعاملات اجتماعی آشنا شوید
نکاتی برای درمان افسردگی کسانی که دوستشان داریم

دیدگاه کاربران
0دیدگاه ثبت و تایید شده

ارسال دیدگاه