مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا
خانه » مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا

81K بازدید
پنج شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵
Sahar
0 دیدگاه
42

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا

صحبت های جالب سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا

 مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا , مصاحبه , مصاحبه با شخصیت ها , برنامه , برنامه تلویزیونی , برنامه از لاک جیغ تا خدا , شبکه 2 سیما , هاشم بافقی , مجری برنامه از لاک جیغ تا خدا , سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا , مصاحبه با هاشم بافقی , شخصیت هاشم بافقی , محجبه شدن , محجبه بودن , تحول در حجاب , تحول شخصیتی , جامعه , hc gh; [dy jh onh , fvkhli hc gh; [dy jh onh , ihal fhtrd , lwhpfi fh ihal fhtrd , بسیجی , حزب اللهی , ساخت برنامه از لاک جیغ تا خدا , لاک جیغ , خدا , شبکه دو سیما , مصاحبه با مجریان , درباره برنامه از لاک جیغ تا خدا

« از لاک جیغ تا خدا » عنوان برنامه ای با محوریت «تحول در حجاب» از صدا و سیماست که توانسته جایگاه خوبی را بین مخاطبان داشته باشد. به بهانه روز عفاف و حجاب با تهیه کننده برنامه از لاک جیغ تا خدا گفتگو کردیم. در ادامه با فارسی مد همراه باشید.

مجله مهر: ترویج حجاب و برنامه‌ سازی در این حوزه همواره یکی از دغدغه‌ های مهم مسئولان کشور بوده است. دغدغه‌ ای که هیچ‌ گاه به یک برنامه و راهکار درست منجر نشد و هر ساله شاهد حضور برنامه‌ سازی‌ ها و مراسم‌ هایی در تضاد با این حکم شرعی خداوند بوده‌ ایم. دغدغه عفاف و حجاب از سوی مسئولان هر بار به شکل‌ های مختلفی به‌ صورت عمومی مطرح می‌شود. از نمایش عکس‌ های افراد بدحجاب در مجلس شورای اسلامی تا تشکیل گروه امنیت اخلاقی نامحسوس که هر بار با حواشی فراوانی رو به رو بوده است. همه این‌ ها در حالی است که هرساله این معضل عمیق‌ تر می‌ شود تا این سؤال بارها و بارها تکرار شود که به‌ راستی برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب چه‌ کاری باید انجام داد؟

در میان برنامه‌ های مختلف و پرخرج تلویزیون در موضوعات گوناگون یکی دو سال اخیر برنامه‌ ای با عنوان « از لاک جیغ تا خدا » از شبکه دوم سیما روی آنتن رفت که شاید بتوان از آن به‌ عنوان اولین نمونه‌ های موفق و تماشاگر پسند رسانه ملی در حوزه حجاب نام برد. برنامه ۲۰ دقیقه‌ ای از لاک جیغ تا خدا که در هر قسمت از آن مخاطبان با فردی مواجه می‌ شوند که حجاب برایش با یک تحول درونی آغاز شده است و می‌ خواهد حالا قصه‌ اش را با مخاطبان در میان بگذارد. به بهانه ۲۱ تیرماه و روز «عفاف و حجاب»، «هاشم تفکری بافقی» تهیه‌ کننده و کارگردان این برنامه مهمان ما در مجله مهر شد تا این بار او از تحولات زندگی شخصی خود و برنامه‌ سازی در این حوزه با ما گفتگو کند.


به اسلام بی‌ اعتقاد شده بودم

هاشم تفکری بافقی سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا را بسیاری از وبگرد های دهه شصتی با نام «هاشم بافقی» می‌شناسند و با رپ‌ هایش خاطره دارند. همان رپ خوان تازه‌ کاری که در بحبوحه اتفاقات ۸۸ رپ‌ های متفاوت و انقلابی از خودش منتشر کرد که در آن دوران باعث شهرتش میان وبگرد های مجازی شد؛ اما زندگی او مثل کاراکترها و سوژه‌ های برنامه‌ اش ( از لاک جیغ تا خدا )  دچار تحولات زیادی بوده است: «من یک آدم به‌ شدت شرور، دعوایی و حسابی دختر باز بودم. حالا فکر کنید هر چیز عجیب‌ و غریبی که یک جوان می‌ خواهد داشته باشد. از مدل عجیب ریش تا یقه‌ باز و گردنبندی که گردنم انداخته بودم. در چنین فضایی نسبت به اسلام هم بغض زیادی داشتم این بغض دلیل هم داشت. چون تا آن زمان که من می‌ فهمیدم و درک می‌ کردم دو رئیس‌ جمهور دیده بودم که هر دو روحانی بودند و من این دو را نماد اسلام می‌ دیدم. در زندگی ما هم اگر فقر کم بود اما این فقر را به‌ خوبی در زندگی اطرافیانم حس کرده بودم. من حضور دختران فاحشه را در همسایگی‌ مان دیده بودم و همه این‌ ها باعث شده بود از اسلام بیزار باشم چون همه را نتیجه اسلام می‌ دیدم. در زمان شانزده هفده‌ سالگی من مردی پیدا شد که حرف از عدالت زد و خواست رئیس‌جمهور شود. خیلی پیگیرش شدم من و همه آدم‌ هایی مثل من او را در وهله اول در قامت عدالت‌ خواهی شناختیم که می‌ خواست جلوی کسانی بایستد که من به دلیل فقر سیاسی که داشتم آنها را نماد اسلام می‌ دیدم. به همین دلیل فکر می‌ کردم اگر او حرف از عدالت می‌ زند پس در اسلام عدالت وجود ندارد. همین موضوع باعث شد من به حرف‌ های جدیدی که می‌ زد مثل امام زمان و خیلی چیزهای دیگر فکر کنم؛ اما ضربه آخر را مستند «امام روح‌ الله» که لبنانی‌ ها ساخته بودند به من زد. در ۱۰ قسمت با یک آدم عجیب‌ و غریب درگیر بودم که دیگر پای مستند ضجه می‌زدم.

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا


خواستم هنر بخوانم تا حرف‌ هایم را به این زبان بزنم

ضربه آخر کار خودش را می‌ کند و حالا هاشم بافقی بعد از دیدن مستند عزمش را جزم کرده تا درس بخواند و در دانشگاه در رشته هنر تحصیل کند. برای همین تمام تلاشش را می‌کند و بیش از یک سال خودش را خانه‌ نشین می‌کند: «به خودم می‌ گفتم می‌ خواهم کاری بسازم که مثل امام روح‌ الله بگیرد. من کسی بودم که ناظم مدرسه‌ مان را کتک زده بودم و بعد از آن به بدترین مدرسه پاکدشت رفته بودم اما باید همه تلاشم را می‌ کردم. یک سال و نیم از خانه بیرون نیامدم. فکر می‌ کردم جامعه مرا به گناه می‌ اندازد. دوستانم را کنار گذاشتم. اگر بیرون می‌ رفتم دلم می‌ لرزید. من ورزش حرفه‌ ای می‌ کردم که به خاطر ورزش کردن نمی‌ توانستم روزه‌ بگیرم. همه این‌ ها باعث شد که بخواهم خانه بمانم. با رتبه تئاتر ۴۹۳ قبول شدم و برای مصاحبه رفتم به خاطر این مدت خانه‌ نشینی ریش و موی خیلی بلندی داشتم. از من پرسیدند چرا آمدی تئاتر؟ دوست داشتی؟ گفتم نه من تئاتر دوست ندارم. گفتند حتماً دوست داشتی سینما قبول بشوی ولی نتوانستی؟ گفتم نه من از سینما هم خوشم نمی‌آید. گفتند پس از چه چیزی خوشتان می‌آید؟ گفتم من اعتقادی ندارم که باید هنر را دوست داشته باشم. من یک حرف‌ هایی دارم که می‌ خواهم در قالب هنر بزنم. حالا می‌ خواهد تئاتر باشد. سینما باشد میکروفون باشد.


با کارگری کردن خودم را تنبیه می‌ کردم

حالا بعد از یک سال و نیم تحمل و خانه‌ نشینی بالاخره وارد رشته تئاتر دانشگاه سوره می‌ شود اما ورود به دانشگاه هم با حواشی زیادی همراه می‌ شود که تا پایان ادامه دارد: «ترم اول دانشگاه باز سقوط کردم. حسابی گند زدم و خرابکاری کردم. وقتی عید شد دوباره با خودم خلوت کردم. بعد از آن تصمیم گرفتم به‌ جای پوشیدن لباس‌ های درست‌ و حسابی، لباس‌ های کهنه و گشادم را بپوشم و در دانشگاه با کسی کار نداشته باشم. من لذت گناه را چشیده بودم. شما وقتی لذتی را می‌ چشید سخت می‌ توانید از آن دل بکنید. از سال ۸۶ تا ۸۸ حتی خودم را با کارهایی مثل کارگری در تابستان تنبیه می‌ کردم. همه در دانشگاه می‌ گفتند که هاشم دیوانه است. خیلی هم خوب درس و درسخوان بودم. حتی اساتید به نامی از من تعریف می‌ کردند و تشویقم می‌ کردند ادبیات نمایشی بخوانم. خب من جامعه را خوب لمس کرده بودم فقر و فحشا را چشیده بودم؛ اما برای اینکه به خیال خودشان مرا آدم کنند برای تمرین مرا رو به روی یکی از چهره‌ ترین دخترهای کلاس می‌ گذاشتند. در کلاس همه دست همدیگر را می‌ گرفتند. من نمی‌ توانستم بروم. من همه‌ چیز را کنار گذاشته بودم. برای همین رفتم پاکدشت و به دانش‌ آموزانی که چیزی بلد نبودند آموزش دادم. برای اولین بار تئاتر پاکدشت را در استان اول کردم؛ اما همه‌ چیز این‌ طور ادامه پیدا نکرد سال ۸۸ به‌ یک‌ باره همه‌ چیز تغییر کرد.»

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا


بسیج دانشگاه را به شکل دیگری دوباره راه انداختم

اتفاقات سیاسی و تلخ سال ۸۸ مثل همه دانشجوها بر زندگی تفکری هم تأثیر می‌ گذارد تا در دانشگاه حسابی دچار مشکل شود: «من خودم را آدم حزب‌ اللهی می‌ دانستم وقتی دیدم در آن زمان به حزب‌ اللهی‌ها ظلم می‌ شود. حسابی به هم‌ ریختم. بسیج دانشجویی مرا راه نداد. بسیج شهری را هم دوست نداشتم. چون نگاهشان با من تفاوت داشت. بسیج دانشگاه ما ۵ نفر آقازاده داشت که اعتقاد داشتند همه‌ کسانی که در این دانشگاه نفس می‌ کشند کافر هستند. هیچ کاری هم نمی‌ کردند. فتنه که شد اول در بسیج را بستند. وقتی دیدم اوضاع خراب است یک روز رفتم آرایشگاه و خیلی صریح گفتم از ظاهر من ظاهر یک بچه بسیجی بساز. گفت دیوانه شدی؟ الکی گفتم گریم است. وارد دانشگاه که شدم همه ماتشان برد. می‌ خواستند امتحانات را لغو کنند ولی من نگذاشتم و سر جلسه رفتم. می‌ خواستند مرا بزنند اما من آدم کتک‌ خوری نبودم. برای نظم گرفتن دانشگاه با هر مسئولی در افتادم. در آخر هم دانشگاه ما تنها دانشگاهی در مرکز شهر بود که امتحاناتش خیلی لغو نشد. بعد از آن رفتم سازمان بسیج دانشجویی و گفتم که بسیج را تعطیل کردند. بدون هیچ سابقه‌ ای رفتم و بسیج دانشگاه را گرفتم. اولین کاری هم که کردم با افتخار آن ۵ نفر را بیرون کردم و در بسیج را برای جذب همه باز کردم. حتی جلسات جناح مخالف را در آن برگزار کردم. همین‌ که بچه‌ ها می‌ دیدند من خودم هم کارت ندارم و دنبال این حرف‌ ها نیستم و در بسیج اجازه حرف زدن وجود دارد حسابی جذب شدند. جو دانشگاه دوباره به سمت من برگشت. طوری که اگر کسی با حراست مشکل داشت به بسیج روی می‌ آورد. رسید به‌ جایی که دختر بد حجابی که در جلساتمان شرکت می‌ کرد بعد از یک سال چادری شد و کلی اتفاقات مثبت افتاد. بالاخره لیسانس را به هر سختی که امکان داشت گرفتم؛ اما در دانشگاهی که رهبری نظر ویژه‌ ای روی آن داشت و باید «شهید آوینی» تربیت می‌ کرد اتفاقات اسفباری افتاد. حتی از من تعهد گرفتند که اگر مدرک گرفتم چیزی درباره دانشگاه نگویم.»


به خاطر رپ خوانی حسابی تکفیر شدم

فعالیت‌ های رسانه‌ ای و هنری تفکری به‌ یک‌ باره با رپ خوانی‌ هایش میان اهالی فضای مجازی مشهور می‌ شود. فعالیت‌ هایی که مشابه آن پیش‌ از این اتفاق نیفتاده بود: «وقتی دیدم سبک رپ خیلی شنونده دارد و جوان‌ ها به سمت آن گرایش دارند. طی اتفاقی من که ترانه می‌ گفتم دلم خواست تکست رپ بنویسم. اولین تکست رپم را نوشتم و خواندم در وبلاگم قرار دادم. به‌ یک‌ باره به‌ طور عجیبی «هاشم بافقی» که هیچی نبود تبدیل به پدیده‌ ای شد که مراکز امنیتی به او فکر می‌کنند. حتی تصور می‌ کنند که شاید منافق باشد. من می‌ خواستم رپ انقلابی را راه بیندازم. ولی از هر دو طرف حسابی تکفیر شدم. تکفیری که در بیست‌ سالگی فشار زیادی را به من وارد کرد. یک روز کسی آمد و برایم پیام گذاشت که من کمکت می‌کنم اما فعلاً رپ نخوان. گفت حزب‌ الله خواننده ندارد بیا با هم در این حوزه کار کنیم. خب من هم تحریک شدم و قبول کردم. بعد از اینکه یک ماه با هم جلو رفتیم دیدم نمی‌ توانم آدم کسی باشم و بیرون آمدم. بعد از آن با وحید یامین پور آشنا شدم. قرار شد تیتراژ برنامه «دیروز، امروز، فردا» را بخوانم که به‌ یک‌ باره یامین پور ممنوع‌ التصویر شد و همه‌چیز منتفی شد. البته چند موسیقی نیز از من در فضای مجازی منتشر شد. آقای یامین پور دنبال یک آدم برای دفترش بود که من خودم داوطلبانه خواستم این کار را انجام دهم. می‌ خواهم بگویم برنامه‌ سازی را از پایین‌ ترین سطح ممکن شروع کردم و به‌ مرور همه‌ چیز را یاد گرفتم. روزی هم که دلم خواست خودم برنامه‌ سازی را شروع کنم از کار بیرون آمدم.

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا


یکی از نامزد های ریاست جمهوری پیشنهاد داد برایش بخوانم

صدای هاشم تفکری بافقی به مذاق برخی اهالی سیاست و رسانه خوش می‌ آید تا انتخابات ۹۲ نیز برایش فصل تازه‌ ای باشد اما او راه دیگری را انتخاب می‌ کند: «در انتخابات ۹۲ مشاور یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری مرا صدا کرد و گفت پسر من یا مداحی گوش می‌ کند یا رپ‌ های شما را بیا و برای ما بخوان. یک چک ۵۰ میلیونی هم روبرویم گذاشت. گفتم نه من باید فکر کنم. گفت چک را بردار و بعد فکر کن. گفتم اگر چک را بردارم دیگر نمی‌ توانم فکر کنم. هرچه اصرار کرد برنداشتم. وقتی بیرون آمدم واقعاً هیچ‌ چیزی نداشتم اما دلم نخواست که این کار را انجام دهم با خودم می‌ گفتم من خریدنی نیستم. دلم می‌ خواست خودم کار تولید کنم که هیچ‌ کس تحویلم نگرفت. وقتی ایده کار «لاک جیغ» را مطرح کردم همه مسخره‌ ام کردند. این طرح را به‌صورت آزمایشی با ۵ نفر ساختم. به من گفتند «اقرار به گناه» است و مشکل دارد هر دری زدم نشد حتی جایی کار می‌ کردم که از آنجا اخراج شدم. بعد از اخراج همه‌ چیز را باختم و هیچ‌ چیزی برای از دست دادن نداشتم.»


برنامه‌سازی را رها کردم و لباس‌ فروشی زدم

هاشم بافقی سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا به‌ یک‌ باره همه‌ چیز را رها می‌ کند به شهرش بر می‌ گردد و با مقدار سرمایه‌ ای که برایش باقی‌ مانده یک لباس‌ فروشی زنانه می‌ زند و حسابی به کار می‌ چسبد؛ اما برای خودش هم چند رپ تند و تیز در نقد دولت یازدهم در فضای مجازی منتشر می‌ کند اما دوباره همه‌ چیز تغییر می‌ کند: «یک روز کسی با من تماس گرفت و گفت شبکه دو با موضوع عفاف و حجاب چند برنامه‌ ساز را هم دعوت کرده است. تو هم برو. وقتی رفتم آقای «سعید اشناب» صحبت می‌ کرد و توضیح داد که ما باید کار فرهنگی درباره حجاب بسازیم. بچه‌ ها خیلی نقدهای تندی به صدا و سیما داشتند. من هم یک طرح تازه در ذهنم داشتم که شبیه این‌کاره‌ ای فرم زده بود اما خوششان آمد. آن‌ قدر ایده « لاک جیغ تا خدا » را توی سرم زده بودند که اصلاً می‌ ترسیدم نشان بدهم. وقتی آقای اشناب از من سابقه خواست من هاردم را به سیستم وصل کردم که نشان بدهم. به یکی از فایل‌ها حساس شد و هرچه گفتم خوب نیست، خودش باز کرد. دقیقاً همین فایل نسخه آزمایشی لاک جیغ بود. گفت این‌ که خیلی فوق‌ العاده است. تو چند تا از این دخترها می‌ شناسی؟ من هم گفتم این ۵ نفر که در بسیج دانشگاه خودمان بودند و از آنجا بود که لاک جیغ به‌ طور جدی آغاز شد. برای شروع خیلی گشتیم. از هر ۱۰ نفر یک مورد خوب بود. خلاصه با بدبختی گشتیم و ۲۰ مورد ساختیم که با بازخورد خیلی خوبی مواجه شدیم.»

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا


تا زمانی که روند محجبه شدن ادامه داشته باشد برنامه می‌ سازم

بازخوردهای برنامه از لاک جیغ تا خدا  آن‌ قدر ادامه پیدا می‌ کند تا سری‌ های بعدی آن نیز پیشنهاد می‌ شود. عوامل نیز در پیام‌ هایشان با دخترانی مواجه می‌ شوند که بعد از دیدن برنامه از لاک جیغ تا خدا به خودشان آمده‌ اند و محجبه شده‌ اند تا لاک جیغ پا را فراتر از ۲۰ قسمت بگذارد و در حال حاضر به ۱۵۳ قسمت برسد. طوری که برای بسیاری از بیننده‌ ها این سؤال پیش بیاید آیا واقعاً تعداد آدم‌ هایی که محجبه شده‌ اند آن‌ قدر زیاد است؟ «من در کار تلویزیونی به این نتیجه رسیده‌ ام که کار نیکو کردن از پر کردن است. شما هرچه ادامه بدهی مردم نگاه می‌ کنند و یک‌ لحظه به خودشان می‌ گویند چقدر آدم شل حجاب که الآن باحجاب شده است؟ واقعاً این تعداد آدم وجود دارد؟ من در حال حاضر ۱۵۳ قسمت لاک جیغ پخش کرده‌ ام ولی تا الآن ۲۷۰۰ نمونه پیدا کرده‌ ایم که محجبه شده‌ اند. ۱۵ روز مانده به ماه رمضان پارسال به من گفتند دوباره ۲۰ قسمت بسازم. گفتم نمی‌ توانم. من آن بیست‌ تا را با بدبختی پیدا کردم. اتفاقی از فردایش چند ایمیل آمد و ما ۵ قسمت تولید کردیم. وارد ماه رمضان که شدیم مثل بمب ترکید طوری که انتظارش را نداشتیم. موجی از سوژه به سمت ما ریخت و در آخر قسمت اول را با کسی شروع کردیم که با آن قسمت اول متحول شد. حالا هر ۱۰ قسمت هم یک مورد از بچه‌ هایی است که با دیدن برنامه از لاک جیغ تا خدا متحول شده‌ اند. به خودم گفته‌ ام تا زمانی که این روند ادامه دارد دخترانی هستند که محجبه شوند این برنامه از لاک جیغ تا خدا را کنار هر کار دیگری ادامه می‌ دهم.»


سوژه‌ ها از خانواده‌ های مرفه و تحصیل‌ کرده بودند

یک دختر محجبه روبه دوربین نشسته است و از تحولاتش و رسیدنش به حجاب برای باقی تعریف می‌کند. قصه به همین سادگی آغاز می‌ شود و با همین رویه ادامه پیدا می‌کند؛ اما در این داستان کوتاه ۲۰ دقیقه‌ ای چه چیزی وجود دارد و چرا مخاطب آن را باور می‌ کند و حتی از آن تأثیر می‌ گیرد: «ما راست گفتیم. همه‌چیز را همان‌ طور که بود نشان دادیم. وقتی در به‌ در دنبال سوژه می‌ گشتم. خیلی‌ ها به من پیشنهاد دادند دو سه تا بازیگر بیاور و به آنها پول بده و بگو برایت بازی کنند. گفتم ابداً این کار را نمی‌ کنم. بنایم همیشه صداقت بوده است. خدا را شکر هم این صداقت باعث شد که مخاطب باورش شود. در انتخاب‌ هایمان هم برای خودمان اصول داشتیم. سوژه ما باید فردی از قشر مرفه، تحصیل‌کرده و با جایگاه اجتماعی بالا باشد. برای این کار هم دلیل داشتیم. اینکه همواره در رسانه‌ ها قشر ضعیف را محجبه و چادری نشان داده‌اند انگار که فقط قشر ضعیف حجاب دارند و افراد تحصیل‌ کرده و مرفه حجابشان با آنها همیشه متفاوت است.

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا


بیشترین تحول در افراد تحصیل‌کرده و مرفه است

آقای تفکری بافقی معتقد است. موضوع برنامه‌ از لاک جیغ تا خدا تنها حجاب نیست. بلکه درباره «تحول» است و همه این «تحول» را به‌ نوعی در زندگی تجربه کرده‌ ایم و بیشتر قشر مرفه هستند که این تحول را تجربه می‌کنند: «من برای حجاب صرفاً برنامه نساخته‌ ام. برای تحول ساخته‌ ام. این افراد به ته خط رسیده بودند. بعضی یا بدنه مذهبی داشتند که عذاب وجدان آنها را برگردانده است. بعضی هم تا انتهایش رفته بودند. شهید آوینی تا انتهایش رفت. وقتی به ته ماجرا رسید و می‌ فهمد که چیزی نیست. بر می‌ گردد. در این برنامه از لاک جیغ تا خدا آدم‌ هایی داشتیم که خیلی پولدار بوده است، تحصیلات بالایی داشته از هر چیزی بهترین‌ هایش را در اختیار داشته اما در انتها به این می‌ رسد که چی؟ اکثر کسانی که برایشان تحول اتفاق می‌ افتد از قشر مرفه و تحصیل‌ کرده هستند. چون اعتماد به‌ نفس بالایی دارند و از برگشتن نمی‌ ترسند. برایشان مهم نیست بقیه در این‌ باره چه فکری می‌ کنند. محبوبه ۸ سال در دبی بزرگ‌ ترین سالن آرایش را داشته است؛ اما الآن با یک روحانی ازدواج‌ کرده و محجبه شده است. غیر از خدا هیچ‌ چیز دیگری نمی‌ تواند در کار دست داشته باشد. به برنامه از لاک جیغ تا خدا تعداد زیادی زنگ‌ زده بودند پیام داده بودند و کلی انتقاد داشتند و حتی فحش داده بودند. ما یک جلسه گذاشتیم و چند تایی آنها را دعوت کردیم تا بچه‌ های ما را به چالش بکشند. نشستند و حرف زدند و حتی با ما ناهار خوردند. یک‌ دفعه وسط ضبط یکی از بچه‌ ها بلند زیر گریه می‌ زند و می‌ گوید من می‌ خواهم مثل این‌ ها باشم چه‌ کار کنم؟ آمده بود دعوا کند و خودش را تخلیه کند ولی یک صبح تا بعد از ظهر با گروه بودن او را تغییر داد.»


برای تبلیغ حجاب نباید مستقیم صحبت کرد

حرف زدن و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب باید به چه شکل باشد؟ این سؤالی است که سال‌ها در جوابش ناتوان مانده‌ ایم: «شما گشت ارشاد می‌ گذارید تا به مردم تذکر حجاب بدهد و با مردم برخورد کند و یک خانم چادری به خانم‌ ها تذکر حجاب بدهد؛ اما از آن‌ طرف تلویزیون یک کارشناس خانم می‌ آورد که با تندترین آرایش ظاهر شده است و مهربانانه با مخاطب حرف می‌ زند. خب دختر جامعه می‌ گوید چرا باید حجاب داشته باشم. همین دختر در شبکه‌ های ماهواره‌ ای مجری‌ های خانم بدون حجاب را خیلی خوش‌ رو می‌بیند؛ اما فرد با حجاب را مدام در حال تندی می‌ بیند. وضعیت حجاب در کشور ما را همین کسانی خراب کرده‌ اند که اول انقلاب پونز بر پیشانی دختر ها می‌ کردند و هنوز هم توقع چنین برخوردی دارند. بهترین تبلیغ برای حجاب صحبت نکردن مستقیم درباره آن است. ما در برنامه از لاک جیغ تا خدا  سعی کرده‌ ایم ترویج اخلاق داشته باشیم. به آدم‌ ها بگوییم که ممکن است فرد مسلمان خطا داشته باشد اما اسلام خوب است.

مصاحبه ای جالب و خواندنی با سازنده برنامه از لاک جیغ تا خدا


ازدواج خانم و آقای متحول

داستان برنامه « از لاک جیغ تا خدا » زمانی جذاب‌ تر می‌ شود که شما بدانید یکی از مجری های برنامه از لاک جیغ تا خدا  نیز یکی  از متحول‌ های پشت‌ صحنه است که بعد از همکاری با گروه در برنامه «کدبانو» که برنامه دیگری از این تیم است، تصمیم به محجبه شدن گرفت و حالا علاوه بر بودن کنار اعضای برنامه همسر آقای کارگردان نیز شده است. الهه چرندآبی درباره حضورش در برنامه از لاک جیغ تا خدا و این تحول می‌گوید: «من سعی می‌ کردم همان مسیری را بروم که جامعه نیز آن را می‌ رود. وقتی با بچه‌ های گروه سر ضبط می‌ رفتم به‌خصوص سوژه‌ های خارجی باور نمی‌ کردم. حتی می‌ گفتم این خانم آلمانی دروغ می‌ گوید. مگر می‌ شود یک نفر تمام رفاه و امکانات در کشورش را رها کند و اینجا بیاید و محجبه شود؛ اما به‌مرور این سوژه‌ ها روی من تأثیر گذاشت. می‌ دیدم ولی باز قبول نمی‌ کردم. همه دوستان من مدلینگ بودند. من حتی دوست چادری هم نداشتم. یک‌ بار وقتی خانه‌ یکی از سوژه‌ ها رفتیم. گفت که حجاب درست‌ و حسابی نداشته است؛ اما وقتی تلویزیون یک روحانی را نشان داد و گفت: برای امام زمانت چه‌ کار کرده‌ ای؟ این جمله انگار او را کوبیده بود. می‌ گفت دلم می‌ خواست محجبه شوم ولی نمی‌ توانستم. من هم دقیقاً همان حس و حال را داشتم. خانم دانمارکی که برای مصاحبه با او رفتیم به من گفت که انشا الله دفعه دیگر با چادر ببینمت. من فوری واکنش نشان دادم که عمراً من چنین کاری کنم. ولی همه‌ چیز تغییر کرد. مادرم حتی با محجبه شدنم موافق نبود. اولین بار که چادر سر کردم و روسری‌ ام را محکم‌ تر سر کردم استرس هیچ‌ چیز را به‌جز رو به رو شدن با مادرم نداشتم.

دانلود مقاله

پیشنهاد میکنیم...

تصاویری از عجیب ترین رکورد های ثبت شده در کتاب گینس
کشف شیوه درمان قطعی ویروس ایدز یا اچ آی وی
ساخت میکروسکوپ سه بعدی در زمینه پزشکی و سلامت
با روش های زیبا سازی محیط آشپزخانه آشنا شوید
جزئیات و علت فوت حسن جوهرچی + اطلاعیه بیمارستان
درگذشت حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون ایران
زیباترین و آرام بخش ترین هتل روی آب + عکس
مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر 95 – قسمت دوم + تصاویر
عکس ها و سلفی های جالب گربه ای آموزش دیده را ببینید
عجیب ترین و چندش آورترین رستوران جهان + عکس
مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر 95 – قسمت اول + تصاویر
راهکار افزایش سرعت یادگیری به شیوه جدید را بشناسید
با سیاره ۵۵ Cancri e از سیاره های کهکشان راه شیری آشنا شوید
زنی که مرد بود دوقلو باردار شد + عکس دوقلوها و همسر
دلایل خلقت و آفرینش آسمان و زمین در شش روز

دیدگاه کاربران
0دیدگاه ثبت و تایید شده

ارسال دیدگاه